![]() |
![]() |
|
| خیمه ی آل الله در فضای مجازی |
|
شنبه شب 2/8/88 منزل سید حسین مومن مراسم میلاد حضرت معصومه و گرامیداشت دهه کرامت، با سخنرانی حجت الاسلام جواد زمانی و با مداحی حاج رحیم ابراهیمی و با حضور حاج منصور ارضی برگزار گردید. جلسه بسیار خوب و پر شور و حالی بود،علی الخصوص پس از ورود سیدنا الاستاد میرباقری و گپ و گفت صمیمی حاج منصور با وی. در این گفتگوی صمیمی که با حضور تعدادی از چهره های برجسته هیئات مذهبی قم همراه بود حاج منصور ارضی به تبیین سیره بندگی و رابطه آن با توسل به اهل بیت عصمت و طهارت پرداخت.
بعد از صحبتهای حاج منصور ارضی، استاد میرباقری سررشته کلام را بدست گرفتند و صحبتهای خود را با یاد و خاطره ای از مرحوم علامه سید منیرالدین حسینی الهاشمی(موسس فرهنگستان علوم اسلامی) آغاز نمودند. ایشان در صحبتی کوتاه با اشاره به زیارت جامعه کبیره به تببین مسیر بندگی و سلوک با بلا و مصیبت اهل بیت عصمت و طهارت پرداختند. و در پایان در پاسخ به سوالی در باب "اصلاح الگوی مصرف" فرمودند: "هر چیزی که در مسیر ولایت هزینه و مصرف نگردد اسراف شده است"
این گفتگوی صمیمی تا پاسی از شب ادامه داشت. زحمت عکاسی با وجود تمام مخالفت های حاج منصور نسبت به عکاسی با عزیزم حاج رحیم ابراهیمی بود که به صورت حرفه ای و نامحسوس انجام گرفت، کمال تشکر را از ایشان دارم. یا علی مدد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 19:17 توسط عبدالزینب |
|
|
ذرات دلم محو سلامی است که هر شب بی واسطه تا "فاطمه ی قم" برساند تا خواهش چشمان مرا مثل همیشه از گریه بگیرد به تبسم برساند
نائب الزیاره همه ارادتمندان خاندان آل الله در قم هستم. |
|||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 19:29 توسط عبدالزینب |
|
|
صل الله علیک یا مولای یا ابا عبدالله، یا جعفر بن محمد الصادق المصدق صد صفحه از غروب نوشتند و باز هم یک ذره از ضرورت خورشید، کم نشد شد صبح "صادق" از برکات طلوعتان خوابید شب به غفلت و بیدار هم نشد او امامي مظلوم بود. مظلومي که هم ازسوي دوستان ستم ديد وهم ازسوي دشمنان، دوستان حق او رانشناختند وبه آزارش پرداخته تاحدي که آن خويشاوند نزديک باخنجر به امام حمله کرد ویا آن ديگري ازاو روي برتافت که چرا درخدمت نهضت وقيام مسلحانه ا ش قرار نمي گيرد و...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 15:2 توسط عبدالزینب |
|
هرگز نترسیدیم از آن مگسکی که زیر خال سیاه گونه ات نشست از این مگس ها می ترسیم که دور نام شیرینت پرسه می زنند! گرامی باد سالگشت آغاز حماسه دفاع مقدس بلند باد یاد خمینی کبیر"ره" و شهیدان شاهد
حقيقت شهادت حقيقت شهادت، آن عهدی است كه انسان سالك باخداي متعال بسته است عهدی که: و من او في بعهده من الله فاستبشروا ببيعكم الذي بايتهم به عهدي که بسته است تا از خود عبور كند تا بتواند وارد اين ميدان - و به تعبير بزرگان- وارد نار عبوديت شود و در اين نار بسوزد و از او هيچ چيز نمايند جز محبوب! شهادت عهد بلايي است كه يك انسان سالك با خداي متعال ميبندد براي عبور از خود، رسيدن به حقيقت و ظهور حقيقت در عالم. يعني انسان شهيد انساني است كه ميخواهد وارد اين «نار عبوديتي» شود كه –به تعبیر من- در وادی طورِ ولايت تجلي كرده است و بعد هم بسوزد و يك قبسي و مشعلي شود تا ظلمتها را از راه ديگران بردارد. او میخواد حجابهاي ظلماني را رفع كند، حجابهاي ظلماني که در حقیقت همان ارادههاي باطل هستند. لذا شهید در اين مسير به شدت با دستگاه باطل درگير ميشود. شهادت ميدان درگيري با دستگاه باطل و ولي باطل و اولياي باطل است. پس اين عهد تقريباً يك عهد جمعي است. يعني عهدی است که یک جمع آن را ميبندند كه در يك مسير هماهنگ و در يك جبهه براي ظهور كلمۀ حق از خود عبور كنند، تا ظلمات و ولایت باطل محو شود. رابطه عهد شهادت و عهد ولایتعهد شهادت، عهدی در مسیر تحقق عهد ولایتلازم است که در اینجا اشارهای به عهد ولايت داشته باشیم. عهدي كه بر محور ولايت كلّيه معصومین بسته ميشود. يعني عهد شهادت اصلی را او ميبندد و مابقي در دامنۀ او هستند. «و علي الارواح التي حلت بفنائك» يعني رسيدن اصحاب سیدالشهداء به ساحت توحيد از طريق آستان قرب معصوم(ع) بوده است. بنابراين شهداي تاريخ همه كساني هستند كه هم عهد با سيدالشهداء(ع) هستند. يعني حقيقت عهد شهادت از آن سيدالشهداء(ع) است و اين باب ضيافت به وسيله ايشان به سوي همه اولياء گشوده شده است. اگر باب سيدالشهداء(ع) بسته باشد باب شهادت نیز بسته خواهد شد. لذا حقيقت [اين جذبهها] به سوي اهل شهادت گشوده ميشود. این جذبهها ابتدا متوجه سيدالشهداء(ع) است و از دامنه آن همه شهداء سیراب میشوند. با جذبههايي كه در سيدالشهداء است سالك ميشوند و به ميزان قربشان به سیدالشهداء(ع) برخوردار ميشوند. بنابراين: عهد ولايت داراي «نظامی» است بر «محور» عهد شهادت و بلاكشيِ آن كساني است كه صاحبان آن بلا هستند و بلاي حقيقي به آنها رسيده است و جذبههاي محبت خداوند متعال درمتن بلا آنها را سالك كرده است. آن هم كساني که جزء حلقۀ اصلي محبوبان خدا هستند و مخاطب لا حبيب الا هو و اهله هستند. حقيقت سلوك با جذبههاي محبت، به خصوص در متن بلا، آن هم در بلايي مثل شهادت ظاهر میگردد. حال اين بلا برای آن سالکان حامل «دعوتي» است: يا ايتها النفس المطمئنه «ارجعي» الي ربك راضيه مرضيه. فادخلي في عبادي وادخلي جنتي. و هم باب «شفاعتي» است براي ديگران كه: إن الحسين مصباح الهدي و سفينه النجاه سیدالشهداء چراغي است كه همۀ عالم را روشن كرده است و ظهور حقيقت در مكتب عاشورا واقع شده است. بنابراين اگر خوب دقت شود عهد شهادت، «عهد بسط توحيد» و ظهور حقيقت توحيد در همۀ عوالم است. اما این عهد، عهد خود سيدالشهداء(ع) و امام الشهداء است. وقتی قرار است حقيقت ولايت و توحيد در جهان ظهور پيدا كند و انسانها به شهود اين حقيقت دست پيدا كنند و اين حقيقت را درك كنند از طريق وجه اتم الهي و اسماء الحسني الهي و خلفاء الهي واقع ميشود. توحيد به وسيله آنها که نقطه مشيت و محال مشيت الله هستند جاری میگردد. حجت الاسلام والمسلمین سید محمد مهدی میرباقری در اينجا ياد مي كنم از شهيدان محسن و مسعود رضايي و محمد كريم غفاري
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 2:26 توسط عبدالزینب |
|
|
السلام علیک یا ولی الله و وصی رسول الله عهدنامه امام علي(عليهالسلام) به مالک اشتربدترين وزيران تو، كسى است كه پيش از تو وزير بدكاران بوده و آن كه در گناهان آنان شركت نموده. پس مبادا چنين كسان محرم تو باشند كه آنان ياوران گناهكارانند، و ستمكاران را كمك كار، و تو جانشينى بهتر از ايشان خواهى يافت كه در راى و گذاردن كار چون آنان بود، و گناهان و كردار بد آنان را بر عهده ندارد. آن كه ستمكارى را در ستم يار نبوده، و گناهكارى را در گناهش مددكار. بار اينان بر تو سبكتر است، و يارى ايشان بهتر، و مهربانىشان بيشتر و دوستىشان با جز تو كمتر. پس اينان را خاص خلوت خود گير و در مجلسهايت بپذير، و آن كس را بر ديگران بگزين كه سخن تلخ حق را به تو بيشتر گويد، و در آنچه كنى يا گويى[و خدا آن را از دوستانش ناپسند دارد] كمتر يارىات كند. و به پارسايان و راستگويان بپيوند، و آنان را چنان بپرور كه تو را فراوان نستايند، و با ستودن كار بيهودهاى كه نكردهاى خاطرت را شاد ننمايند، كه ستودن فراوان خودپسندى آرد، و به سركشى وادارد. و مبادا نكوكار و بدكردار در ديدهات برابر آيد، كه آن رغبت نكوكار را در نيكى كم كند، و بدكردار را به بدى وادار نمايد. و درباره هر يك از آنان، آن را عهدهدار باش كه او بر عهده خود گرفت، و بدان كه هيچ چيز گمان والى را به رعيت نيك نيارد، چون نيكيى كه در حق آنان كند و بارشان را سبك دارد. و ناخوش نشمردن از ايشان، آنچه را كه حقى در آن ندارد بر آنان. پس رفتار تو چنان بايد، كه خوشگمانى رعيت برايت فراهم آيد كه اين، رنج دراز را از تو مىزدايد، و به خوشگمانى تو آن كس سزاوارتر كه از تو بدو نيكى رسيده و بدگمانيت بدان بيشتر بايد كه از تو بدى ديده. و آيين پسنديدهاى را بر هم مريز كه بزرگان اين امت بدان رفتار نمودهاند و مردم بدان وسيله به هم پيوستهاند، و رعيت با يكديگر سازش كردهاند، و آيينى را منه كه چيزى از سنتهاى نيك گذشته را زيان رساند، تا پاداش از آن نهنده سنت باشد و گناه شكستن آن بر تو ماند . با دانشمندان فراوان گفتگو كن و با حكيمان فراوان سخن در ميان نه، در آنچه كار شهرهايت را استوار دارد و نظمى را كه مردم پيش از تو بر آن بودهاند برقرار . و با دانشمندان فراوان گفتگو كن و با حكيمان فراوان سخن در ميان نه، در آنچه كار شهرهايت را استوار دارد و نظمى را كه مردم پيش از تو بر آن بودهاند برقرار . و بدان كه رعايت را صنفهاست كه كار برخى جز به برخى ديگر راست نيايد، و به برخى از برخى ديگر بىنيازى نشايد. از آنان سپاهيان خدايند و دبيران كه در نوشتن نامههاى عمومى و يا محرمانه انجام وظيفه نمايند. و از آنها داوران كه كار به عدالت دارند و عاملانند كه كار خود به انصاف و مدارا رانند، و از آنان أهل جزيه و خراجاند، از ذميان و مسلمانان. و بازرگانند و صنعتگران و طبقه فرودين از حاجتمندان و درويشان. و خدا نصيب هر دسته را معين داشته و ميزان واجب آن را در كتاب خود يا سنت پيامبرش (صلي الله عليه و آله) نگاشته، كه پيمانى از جانب خداست و نگهدارى شده نزد ماست. پس سپاهيان [به فرمان خدا] رعيت را دژهاى استوارند، و واليان را زينت و وقار. دين به آنان ارجمندست، و راهها بىگزند، و كار رعيت جز به سپاهيان قرار نگيرد، و كار سپاهيان جز با خراجى كه خدا براى آنان معين فرموده درستى نپذيرد تا بدان در جهاد با دشمن خود نيرومند شوند و كار خود را بدان سامان دهند. و آنان را از خراج آن اندازه بايد كه نيازمنديشان را كفايت نمايد. و اين دو دسته [رعيت و سپاهيان] بر پاى نماند جز با سومين دسته از مردمان كه قاضيانند و عاملان و نويسندگان ديوان، كه كار عقدها را استوار مىكنند و آنچه سود مسلمانان است فراهم مىآورند، و در كارهاى خصوصى و عمومى مورد اعتمادند. و كار اين جمله استوار نشود جز با بازرگانان و صنعتگران كه فراهم مىشوند و با سودى كه به دست مىآرند، بازارها را بر پا مىدارند. و كار مردم را كفايت مىكنند، در آنچه ديگران مانند آن نتوانند. سپس طبقه فرو دينند از نيازمندان و درويشان كه سزاوار است بخشيدن به آنان، و يارى كردن ايشان. و براى هر يك از آنان نزد خدا [از غنيمت] گشايشى است، و هر يك را بر والى حقى، چندانكه كارشان را سامان دهد. و والى چنانكه بايد از عهده آنچه خدا بر او واجب كرده بر نيايد، جز با كوشش و از خدا يارى جستن و خود را براى اجراى حق آماده نمودن، و شكيبايى در انجام كار، بر او آسان باشد يا دشوار.مبادا بزرگى كسى موجب شود كه رنج اندك او را بزرگ شمارى و فرودى رتبه مردى سبب شود، كوشش سترگ وى را خوار به حساب آرى. پس از سپاهيان خود كسى را بگمار كه خيرخواهى وى را براى خدا و رسول او و امام خود بيشتر دانى و دامن او را پاكتر و بردباريش برتر، كه دير به خشم آيد و زود به پذيرفتن پوزش گرايد، و بر ناتوانان رحمت آرد، و با قوىدستان برآيد، و آن كس كه درشتى او را برنيانگيزاند، و ناتوانى وى را بر جاى ننشاند، و از آنان كه گوهرى نيك دارند و از خاندانى پارسايند، و از سابقتى نيكو برخوردار. پس دليران و رزمآوران و بخشندگان و جوانمردان، كه اينان بزرگوارى را در خود فراهم كردهاند و نيكوييها را گرد آورده. پس در كارهاى آنان چنان بينديش كه پدر و مادر درباره فرزند خويش، و مبادا آنچه آنان را بدان نيرومند مىكنى در ديدهات بزرگ نمايد، و نيكويىات درباره ايشان [هر چند اندك باشد] خرد نيايد، كه آن نيكى آنان را به خيرخواهى تو خواند و گمانشان را دربارهات نيكو گرداند، و رسيدگى به كارهاى خرد آنان را به اعتماد وارسى كارهاى بزرگ وامگذار، كه اندك لطف تو را جايى است و از آن سود برگيرند، و بسيار آن را جايى كه از آن بىنياز نبوند . و بايد گزيدهترين سران سپاه نزد تو آن بود كه با سپاهيان يار باشد و آنان را كمككار، و از آنچه دارد بر آنان ببخشايد چندانكه خود و كسانشان را كه به جاى نهادهاند شايد، تا عزم همگىشان در جهاد با دشمن فراهم آيد. چه مهربانى تو به آنان دلهاشان را بر تو مهربان نمايد. و آنچه بيشتر ديده واليان بدان روشن است، برقرارى عدالت در شهرها و ميان رعيت دوستى پديد شدن است، و دوستى آنان آشكارا نگردد جز آنگاه كه دل ايشان بىگزند شود، و خيرخواهىشان راست نيايد جز آنگاه كه بر والى مهربان باشند و دوام حكومت آنان را سنگين نشمارند، و گفتگو از دير ماندن آنان را بر سر كار، واگذارند. پس اميدشان را برآر، و ستودنشان را به نيكى پيوسته دار، و رنج كسانى را كه كوششى كردهاند بر زبان آر، كه فراوان كار نيكوى آنان را ياد كردن، دلير را برانگيزاند، و ترسان بد دل را به كوشش مايل گرداند، ان شاء الله. نيز مقدار رنج هر يك را در نظر دار و رنج يكى را به حساب ديگرى مگذار، و در پاداش او به اندازه رنجى كه ديده و زحمتى كه كشيده تقصير ميار، و مبادا بزرگى كسى موجب شود كه رنج اندك او را بزرگ شمارى و فرودى رتبه مردى سبب شود، كوشش سترگ وى را خوار به حساب آرى. باشد در ايام شهادت مولاي متقيان و شهيد عدالت مورد توجه دولتمردان ايران اسلاميمان قرار گيرد و موجبات خوشنودي وليعصر(عج) را بهمراه داشته باشد
در تفسیر" فرات " از امام صادق(ع) در ذیل آیه شریفه " انا انزلناه فی لیلةالقدر" نقل کرده است که فرمود: اللیلة فاطمة، و القدرالله ، فمن عرف فاطمة (ع) حق معرفتها فقد أدرک لیلة القدر، و إنما سمیت فاطمة لأن الخلق فطموا عن معرفتها. مراد از" لیلة" فاطمه (ع) و مقصود از" قدر " خداوند است، پس هر که فاطمه (ع) را آن طور که سزاوار است و حق معرفت او است بشناسد، شب قدر را درک کرده است. و همانا آن حضرت " فاطمه" نامیده شده است؛ زیرا مردم از شناخت او بریده شده و عاجزند. شاید راز تشبیه فاطمه(ع) به " لیلة القدر" پنهانی و در پرده بودن معرفت و شناخت آن حضرت نسبت به مردم است مثل پنهان بودن شب قدر، و به خاطرهمین آنرا در آیه با دو حرف استفهام آورده و فرموده است:" و ما ادریک ما لیلة القدر" تا بزرگی شأن و قدر آن را بفهماند یا عاجز بودن شناخت آن را برای غیرمعصومین ثابت کند، زیرا شب قدر را غیر از معصومین (ع) نمی شناسند، و یا مقصود این است که هر کس فاطمه (ع) را آنگونه که سزاوار است بشناسد و به حقیقت معرفت او پی ببرد پرده ازمقابل چشمان او کنار می رود و جلالت و عظمت آن حضرت و فرود آمدن فرشتگان را به محضر او در آن شب می بیند، بطوری که به شب قدر بودن آن یقین پیدا می کند، و در حقیقت درک شب قدر همین است.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 7:42 توسط عبدالزینب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| معرفي خيمه آل الله-لواءالزينب |
سلام بر بانوی دو عالم
که عالمیان را اسیرِ خود ساخت نبود زَهره کَس، کو مرا اسیر کند کجا که دیده که روباه صید شیر کند اگر اسیر شدم من ... اسیر عشق شدم اگر که پیر شدم من ... پیرِ، پیر عشق شدم من السلام علی الشقیقه الحسین اگرچه درمرام دل عشق حسین مذهبه هرچی که دل تو عالمه اسیر نام زیـــــنــبـــــــــــــــــــــــــــــــه -----------لواءالزینب--------------- اين وبلاگ جهت نشر معارف عاشورائي، تحت لواي عليا مخدره، حضرت زينب كبري(س) مي باشد و مطالب مندج در اين وبلاگ صرفاً نظرات نويسندگان بوده و مديريت وبلاگ آمادگي خود را براي دفاع از مطالب درج شده اعلام مي دارد. ----------نظرسنجی-------------- با شرکت در نظرسنجی های لواءالزینب دیگران را با نقطه نظرات خود آشنا سازید و به دیگران نیز این فرصت را می دهید. پیشنهادات خود را در مورد سوال نظر سنجی را با ما در میان بگذارید. -------------انتقادات-------------- ما را از انتقادات و پیشنهادات خود محروم نسازید که این امور باعث دلگرمی و راهنمای ما برای هرچه بهتر شدن و خدمتگذاری آستان آل الله می باشد. -----------تبادل لینک------------- از تمامی مخاطبینی که با ما زمینه فعالیت مشترک دارند و تمایل به تبادل لینک دارند دعوت می نمائیم که برای تحقق این امر با ما ارتباط برقرار نمایند. ------------همکاری--------------- عزیزانی که تمایل به ارسال مطالب در زمینه عاشورا و معارف عاشورائی دارند، درخواست می شود با ما ارتباط برقرار نمایند و بعد از تائید مدیریت وب آثار آنها در این وب درج می گردد. لواءالزینب در ویرایش و تلخیص مطالب آزاد است. -------------گرایش--------------- لواءالزینب بدون هیچ گرایش سیاسی قصد دارد تا در فضای مجازی تا حد توان پرچمدار ولایت حقه اهل بیت عصمت و طهارت باشد و این موهبت را از الطاف خفیه حضرت بقیه الله الاعظم(ارواحنا فداه) و نظام مقدس جمهوری اسلامی می داند. باشد که مرضی رضای حضرتش قرار گیرد. -----------دعای مادر-------------- به امید نابودی ظالمین عالم، خصوصاً آمریکا و صهیونیسم و وهابیت به دست لشکر پر توان حضرت بقیه الله الاعظم(ارواحنا فداه). یا علی مدد / عبدالزینب --------------ارتباط----------------- پل ارتباط شما با ما habibedel69@Gmail.com آدرسهای دیگر لواءالزینب www.zeynabion.coo.ir www.zeinabion.coo.ir |
| طبقه بندي موضوعی مطالب |
|
شاخ شیطان (ماهيت وهابيت) هیئت یا زینب / قم المقدسه مباحثی از حضرت استاد سید محمد مهدی میر باقری شعائر الله اخبار و مناسبات دل نوشته ... (عبدالزینب) شعر و ادبیات آئینی |
|
RSS
|